close
چت روم
شعر و حکایت

جستجوگر پیشرفته سایت





تبلیغات ویژه


گلی از گلستان سعدی

عرب صحرانشینی را دیدم که به پسر خود می گفت :

روز قیامت تو را خواهند پرسید که عملت چیست ؟ نگویند پدرت کیست ؟

جامه ی کعبه را که می بوسند           او نه از کرم پیله نامی شد 

با عزیزی نشست روزی چند             لاجرم همچو او گرامی شد .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


از این ستون به آن ستون فرجه

مرد بی گناهی به اعدام محکوم شد و جلاد او را به ستون بست تا گردنش را بزند .

در دم آخر به محکوم گفت : اگر وصیتی داری بکن . محکوم گفت : از این ستون بازم کن به ستون دیگر ببند.

جلاد همین کار را کرد ، در این فاصله پادشاه را از آنجا گذر افتاد و ماجرا را پرسید و محکوم شرح بی گناهی خود را داد و پادشاه او را بخشید .

جلاد گفت : از قدیم گفته اند : از این ستون به آن ستون فرجه .

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


این حکایت در مورد کسی  است که زورش به مرد نیرومند نمی رسد و به ناتوان حمله می کند  .

میگویند : ملا نصرالدین دو تا گوساله داشت ، یکی از آنها طناب را پاره کرد و فرار کرد .

ملا نصر الدین چوب را برداشت و محکم به سر و کله گوساله دیگر کوبید . 

به او گفتند : آن یکی گوساله فرار کرده ، تو چرا این حیوان زبان بسته را می زنی ؟

گفت : اگر این را ول کنم ، صد درجه از آن بدتره . 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش

 

دو نفر به قصد شکار خرس به بیابان رفتند و در راه در باره خرس و پوست آن و قیمت آن معامله می کردند.  به خرس رسیدند که سر چشمه مشغول آب خوردن بود .

یکی از آنها ترسید و گفت من از خیر شکار خرس گذشتم و رفیقش گفت : تو ترسویی ، خودم شکارش می کنم

و خرس را هدف گرفت و شلیک کرد ، تیر به هدف نخورد و خرس خشمگین به طرف او دوید.

شکارچی که شنیده بود خرس با مرده کاری ندارد ، خودش را به مردن زد ، خرس او را بویید و رفت.

دوستش که بالای درخت نزدیک بود از ترس قالب تهی کند پس از رفتن خرس پایین آمد و به دوستش گفت :

خرس در گوشت چه گفت ؟ شکارچی گفت : 

خرس در گوشم گفت : احمق جون ، خرسی را که شکار نکرده ای پوستشو نفروش .

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


شعر معلم از امیر کلهر

معلم نوری از انوار عشق است         معلم حامل و سردار عشق است
معلم آیــــه هــــای جــــــاودانـی          طریقی خــوش بـرای زندگـانـی
بـــوَد مهتــاب جـان اندر سیاهی         مـعـلـم دستـگیـری در تـبـــــاهی
سرآغاز وجود و مهر و عرفان          بوَد او هدیه ای از سوی جانان
معلم سر پــنــــاه بـی پنـــــــاهی          معلم چــــون سپـیدی در سیـاهی‏
معلم آیـــــه های عشق جـانــــان          بـوَد او دین و دانش را نگهبـــان
معلم زنــدگـــانـی را اُمیــد است          سیاه جهل را نـــوری سپید است

منبع :http://www.shereno.ir

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


قطعه شعری از زنده یاد فریدون مشیری را تقدیم شما می نماییم .

یاد من باشد فردا دم صبح            به نسیم از سر صدق ، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست                         تا فراموش ، نگردد فردا

زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد                    گر چه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید         به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم ، در دل                                           لحظه را در یابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح                       مهربانی خودم ، عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


مثل

خداوند به حضرت سلیمان ( ع)توانایی های زیادی بخشیده بود، این پیامبر بزرگ می توانست با حیوانات صحبت کند 

روزی از خداوند اجازه خواست همه موجودات را به مهمانی بزرگی دعوت نماید.

و کوه بزرگی از غذا آماده نمودند ، اولین مهمان ماهی بزرگی بود که سر از آب در آوردو گفت : غذای مرا بده.

حضرت سلیمان ( ع ) گفتند : این همه غذا ، هر چه دوست داری بخور .

ماهی گفت : بقیه غذای من چه می شود ؟ هنوز گرسنه ام

حضرت سلیمان ( ع) با تعجب پرسید : مگر تو روزی چقدر غذا می خوری ؟

ماهی گفت : روزی سه قورت . اینکه خوردم ، نیم قورت بود ، هنوز دو قورت و نیمش باقیست .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


اشک یتیم 

رخشنده اعتصامی متخلص به  پروین ، در بین تمام شاعره هایی که در تاریخ ادبیات می شناسیم ، به خاطر بزرگی منش و تقوای گفتار و انسانیت عمیق و حشمت کلام ، منحصر به فرد است .

اشعار پروین اغلب جانب توده مردم مستمند را گرفته و سخت اجتماعی و اخلاقی است.

اشک یتیم، یکی از اشعار زیبا یی است که در دوران کودکی خوانده ایم  : 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی      فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم        کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

آن یکی جواب داد چه دانیم ما که چیست        پیداست آن قدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژ پشت و گفت         این اشک دیده من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته ست      این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است         آن پادشا که مال رعیت خورد ، گداست

بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن               تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

پروین ،به کجروان سخن از راستی چه سود        کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5


 

گلی از گلستان سعدی

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند .یکی آنکه اندوخت و نخورد و دیگر آنکه آموخت و نکرد .

علم چندان که بیشتر خوانی             چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود ،نه دانشمند                چارپایی برو کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و خبر              که برو هیزم است یا دفتر .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


 

حاتم طایی را گفتند :از خود بلند همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای ؟

گفت :بلی روزی چهل شتر قربانی کرده بودم ، امرای عرب را ، و خو د به گوشه ای از صحرا ، به حاجتی بیرون رفتم  ، در آنجا خارکنی را دیدم ، پشته فراهم نهاده .

گفتم :به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند. او گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد            منت حاتم طایی نبرد.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ليست صفحات

تعداد صفحات : 3


ورود کاربران


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد


آمار کلی سایت

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 332
    کل نظرات کل نظرات : 0
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 2

    آمار بازدید آمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 56
    باردید دیروز باردید دیروز : 144
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 2
    بازدید هفته بازدید هفته : 358
    بازدید ماه بازدید ماه : 893
    بازدید سال بازدید سال : 6,614
    بازدید کلی بازدید کلی : 48,927

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.235.48.106
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :



خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود