close
چت روم
داستان

جستجوگر پیشرفته سایت





تبلیغات ویژه


وقتی به سرای سالمندان نزدیک می شد قلبش فشرده شد حتی فکر کردن به اینکه روزی مجبور باشد در این محل عمه اش ، را ببیند داشت دیوانه اش می کرد .تقریبا پنج ماه است که هفته ای دو بار به دیدن بی بی می رفت پیرزن بیچاره فکر می کرد اینجا بیمارستان است و او را مداوا می کنند .

گلی یه روزگار گذشته فکر می کرد به دوران بچه گی ، آن موقع آنها با هم زندگی می کردند بی بی هیچوقت ازدواج نکرده بود و با مادربزرگ و برادرش ، با گلی و بقیه زندگی می کرد . بچه ها به او بی بی می گفتند .

کم کم همه چیز عوض شد بچه ها بزرگ شدند هر کسی به دنبال زندگی خودش رفت و بی بی و مادربزرگ و عموی گلی هم خانه ای خریدند و جدا شدند .

سر کوچه گلی از راننده خواهش کرد که پیاده شود و با سرعت به طرف سرا ی سالمندان رفت ، بی بی روی تخت بود و به گلی پاهایش را نشان داد و با ناراحتی گفت : ببین جوراب ندارم دیروز که رفتم حمام ، گم شده .گلی گفت : مهم نیست اتفاقا من برات جوراب آوردم و آنها را به بی بی داد .

پیرزن انگار ذنیا را به او داده بودند و با خوشحالی جورابها را پوشید ، گلی فکر می کرد که چند روزی بی بی را به خانه اش ببرد و از او پذیرایی کند ولی چطوری ؟ حتی تا حیاط هم که می رفتند بی بی خسته می شد و نمی توانست راه برود علاوه بر این فکر می کرد بعد از این چند روز چطور او را به سرای سالمندان برگرداند . 

اشک در چشمان گلی حلقه زد از بی بی خجالت می کشید ، از اینکه او آنچا بود و کاری نمی توانست برایش انچام دهد .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


تلویزیون گزارشی از شهر ایلام پخش می کرد . شهری که با منابع خدادادی نفت و گاز طبیعتا باید ثروتمند بود ولی گزارشها این را نشان نمی دادند .

خانمی میانسال از بیکاری دو فرزندش صحبت میکرد با وجود فوق لیسانس بودن پسرش او نتوانسته کاری پیدا کند و ان یکی فرزندش هم با مدرک لیسانس بیکار است .

جوانی از نبود صنایع تبدیلی در شهر صحبت می کرد و اینکه جوانان در ایلام کاری بدست نمی اورند .

کشاورزی که از فروش محصولاتش به قیمت ارزان به دلالها ناراضی بود و اینکه هیچ نظارتی وجود ندارد و ...

گلی فکر می کرد این مشکلات کی تمام میشود و اینطور که معلوم است هیچوقت ، او فکر میکرد چرا فقط زمان انتخابات مشکلات مردم نمایان میشود ؟

آیا این نماینده های محترم بعد از انتخاب شدن می توانند معجزه کنند ؟

آیا همه مشکلات جوانان ، مسکن ، کارو استخدام ، فقر ، بیکاری و ...  قرار است با این انتخابات حل شود ؟

گلی به بچه های خودش می اندیشید که به دنبال کار بودند .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


قسمتهایی از کتاب نه چندان دور

گلی با چشمان نگران مادرش را می نگریست که درد امانش نمی داد ، دوباره از خواهرانش پرسید کی ننه کافیه میآد ؟ 

آنها حتی نمی دانستند که بچه ای که قرار است به دنیا بیاید پسر است یا دختر  . ولی گلی به تنها چیزی که نمی اندیشید پسر یا دختر بودن بچه بود او فقط فکر می کرد که آیا دوباره مادرش را خواهد دید یا نه ؟

بالاخره ننه کافیه لنگ لنگان وارد خانه شد او را به آشپزخانه که محل زایمان مادر بود راهنمایی کردند .

این اولین باری نبود که او این کار را انجام میداد بجز زایمان چهارم مادر که دوقلو بودند بقیه را ننه کافیه کمک کرده بود با همان روشهای خانگی و قدیمی .

گلی فکر می کرد چی می شد اگر در یگ شهر بزرگ و مجهز بودند و الان مادرش در یک زایشگاه بچه را به دنیا می آورد . ناگهان فریاد مادرش او را به خود آورد ، فورا خود را به پشت در آشپزخانه رساند و از پشت شیشه بالای در داخل را نگاه کرد ، چیز زیادی ندید ولی همانطور کنجکاو بود .

بعد از مدتی ننه کافیه و بقیه ، برادرش را که در پتویی پیچیده شده بود به داخل اطاق آوردند .

فردا ی آنروز گلی فهمید که ناف بچه درست بسته نشده بود و تا صیح نوزاد خونریزی کرده بود . خدا رحم کرده بود و زنده ماند .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


کیمیا

چه فیلم جالبی ، شبها ساعت نه و سی دقیقه همه در انتظار فهمیدن ماجرایی هستیم که شاید خیلی از مردم بارها با آن روبه رو بوده اند .

این فیلم زیبا از خرمشهر و جنگ می گوید از جوانان و عزیزانی که از شهرشان دفاع کردند و این صحنه ها آنقدر جالب بود که ناخودآگاه اشک در چشمان بینندگان حلقه می زد .

کیمیا این ستاره تلوزیون ایران نسل نو ظهوری است که با بازی زیبایش مخاطبین زیادی را جلب کرده و البته  نا خواسته فرهنگ طلاق را رواج می دهد .

کارگردان این فیلم با هر اتفاقی حق را به زوجین می دهد که خیلی آسان از هم جدا شوند و حق را به خود بدهند  و در این بین احساساتی مانند علاقه ، عشق ، بخشش ، خانواده  باید قربانی شود .

همه ما در ایران زندگی می کنیم و می دانیم که بنیان خانواده در این کشور عزیز خیلی محکم تر از آن است که به این آسانی سست شود و فرو بریزد .

 

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


آرزوهای بزرگ

این واقعه مربوط به سال1371 و کاملا واقعی است .

عروس و داماد بعد از مدتها گشتن و خون دل خوردن توانستند منزلی با مبلغ 10000 تومان اجاره و پول پیش به مبلغ 300000 تومان برای سکونت پیدا کنند.

و مدت یکی دو سالی در کمال آرامش در کنار صاحبخانه مهربان و خانم کنجکاوش زندگی کردند.

کم کم سر و کله اداره مالیات پیدا شد و برگه مالیات اجاره را به دست صاحبخانه دادند.

صاحبخانه مهربان ناگهان نامهربان شد و به زن و مرد جوان دستور تخلیه داد . 

زن و مرد به دنبال علت بودند که فهمیدند ، قطعنامه ایی مابین دولت و اداره مالیات و مشاوران املاک در حال امضا می باشد و طبق آن کلنگ گرانی اجاره ها به  زمین زده شد .

از آن سالها به بعد این عروس و داماد عزیز و صدها هزار عروس و داماد دیگر همچنان آواره و درگیر اجاره های سرسام آور هستند.

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


سرقت 

این زوج پزشک پس از سرقت 300 میلیونی از خانه شان ، ماجرا را به پلیس نگفته بودند.

جالب این است که این سرقتها هر چند روز یک بار بوده و این زوج هر بار فکر می کردند که دیگری یعنی خود زن و شوهر پولها را برداشته و برای انجام کارهای خود و زندگیشان آن را خرج کرده است.

چقدر جالبه به نظر می آید که در این خانه پول خورد ، دلار و یورو بوده و از گم شدن این پولهای کلان و برخی وسایل خانه اصلا تعجب نمی کردند چه برسد به این که به پلیس شکایت کنند .

به هر حال ماجرا ختم به خیر شد و مرد صراف نیکو کار این سارق را به پلیس معرفی کرد.

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


ورود کاربران


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد


آمار کلی سایت

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 332
    کل نظرات کل نظرات : 0
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 2

    آمار بازدید آمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 26
    باردید دیروز باردید دیروز : 15
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    بازدید هفته بازدید هفته : 126
    بازدید ماه بازدید ماه : 611
    بازدید سال بازدید سال : 3,934
    بازدید کلی بازدید کلی : 46,247

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.92.164.184
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :



خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود